استفاده از فناوری اطلاعات به عنوان یک سلاح رقابتی به یک ابزار محبوب برای بسیاری از شرکتها تبدیل شده است که بر عملکرد سازمانی و فرایندهای آن تأثیر میگذرند و هماهنگی مابین فناوری و استراتژیهای کسب و کار را ممکن میسازد.» کتاب حاضر، از «سری کتابهای رقابت» است. در این کتاب سعی شده است تا نقش فناوری در ایجاد مزیت رقابتی یک سازمان مورد بررسی قرار گیرد. همچنین اهمیت استراتژیک، جهت و سرعت تغییر و تغیر ماهیت رقابت با فناوری اطلاعات، و تغییر ساختار صنعت و موضوع رقابت در عصر اطلاعات توضیح داده شود.
![]()
| انتشارات | مطالعات استراتژیک |
| مولف | مایکل پورتر |
برای سفارش یا اطلاعات بیشتر با شماره زیر تماس بگیرید
02166414040
| انتشارات | دانش بنیاد |
| مولف | کنت لاودن-جین لاودن |
در کتاب حاضر، تلاش شده که زمینههای کیفی «ذهنی» و کمّی «عینی» تقابل بین فرهنگ و فلسفة غرب و جهانبینی شرق (با تأکید بر خاورمیانه)، به اختصار مورد ارزیابی قرار گیرد. در این کتاب، با تمرکز بر بازتاب آرا و نظرات اندیشمندان غرب به ویژه «هگل»، «نیچه» و «شوپنهاور» در روسیه و نیز با توجه به همخوانی دو مشروطة روسی و ایرانی، فرضیة «بازخوانی» فلسفی در گفتمان غالب در فرهنگ ایران نیز مطرح شده است. همچنین در کتاب، برخی از ادبیات اندیشمند روسی همچون: «مرژکوفسکی»؛ «پلخانوف» و... که هندسة افکارشان با شاکلة ذهنی و فرهنگ شرق مماس است به عنوان نمونه، مورد بررسی قرار گرفته است و نحوة ورود اندیشههای آنان به ایران که عمدتاً از فرهنگ جمعی ناشی بوده، شرح داده شده است.
![]()
| انتشارات | کتاب آمه |
| مولف | علی محمد اسکندری جو |
![]()
| انتشارات | روزبهان |
| مولف | نادر ابراهیمی |
برای سفارش یا اطلاعات بیشتر با شماره زیر تماس بگیرید
02166414040
در این کتاب معضلات طبقه پروتاریای ایران در دوران حکومت شاهی بازنمایی میشود.
نویسنده در بسیاری از آثارش از جمله در آبشوران، به بازنویسی زندگی خودش میپردازد.کتاب «آبشوران» در سالهای پیش از انقلاب، نخستین بار، بانام مستعار «لطیف تلخستانی» به عنوان نویسنده منتشر شدهاست.
فقر در دنیای این داستانها یک موقعیت است. موقعیتی که شخصیتهای داستان محکوم به زندگی در آن هستند و نمیتوانند از آن فرار کنند. مرگ برای این آدمها فرار به جایی است که گرچه نمیدانیم، اما احساس میکنیم نمیتواند از اینجایی که هستند بدتر باشد.
بعد از ظهر پنجشنبه بود؛ مثل همهٔ پنجشنبهها خاموش و دلگیر و کمی هم خوشی تعطیلی جمعه. اواخر پاییز بود. اتاق هنوز نم داشت. یک هفته پیش سیل آمده بود. بابام زیر کرسی خوابیده بود. آفتاب روی دیوار کاهگلی حیاط رنگ میباخت؛ دلم میخواست آفتاب نرود. هیچ وقت نرود و مشقهایم خود به خود نوشته بشوند و بابام از خواب بیدار نشود: هر وقت بلند میشد، بهانه میگرفت و کتکمان میزد. دلهرهٔ شنبه در دلم بود. آن همه مشق و جدول ضرب و معلم نامهربان و صدای ماست فروش دورهگرد در کوچه. چرا هیچکس نبود که دوستمان داشته باشد؟ ولی بود. بچه گربههایی بودند که شبها، دزدکی توی جامان میبردیم. دستهامان را میلیسیدند و برایمان خُرخُر میکردند؛ اما تا غافل میشدیم، میرفتند و پای بابا را گاز میگرفتند و میلیسیدند و بابام پرتشان میکرد تو حیاط …
انتشارات چشمه
مولف علی اشرف درویشیان
برای سفارش یا اطلاعات بیشتر با شماره زیر تماس بگیرید02166414040