کتاب رایا

وبلاگ فروشگاه اینترنتی کتاب رایا

کتاب رایا

وبلاگ فروشگاه اینترنتی کتاب رایا

چگونه اطلاعات به شما مزیت رقابتی می دهد

استفاده از فناوری اطلاعات به عنوان یک سلاح رقابتی به یک ابزار محبوب برای بسیاری از شرکت‌ها تبدیل شده است که بر عملکرد سازمانی و فرایندهای آن تأثیر می‌گذرند و هماهنگی مابین فناوری و استراتژی‌های کسب و کار را ممکن می‌سازد.» کتاب حاضر، از «سری کتاب‌های رقابت» است. در این کتاب سعی شده است تا نقش فناوری در ایجاد مزیت رقابتی یک سازمان مورد بررسی قرار گیرد. همچنین اهمیت استراتژیک، جهت و سرعت تغییر و تغیر ماهیت رقابت با فناوری اطلاعات، و تغییر ساختار صنعت و موضوع رقابت در عصر اطلاعات توضیح داده شود.



انتشارات

مطالعات استراتژیک

مولف

مایکل پورتر


برای سفارش یا اطلاعات بیشتر با شماره زیر تماس بگیرید

02166414040


سیستم های اطلاعاتی مدیریت


فهرست
 
بخش اول:  سازمان ها، مدیریت و سازمان های شبکه بندی شده  
فصل اول:  سیستم های اطلاعاتی در کسب و کار جهان امروزی
فصل دوم:  کسب و کار الکترونیکی و همکاری جهانی
فصل سوم: سیستم های اطلاعاتی، سازمان ها و راهبردها
فصل چهارم:  مسائل و مشکلات اخلاقی و اجتماعی در سیستم های اطلاعات
بخش دوم: زیرساخت فناوری اطلاعات
فصل پنجم:  زیرساخت فناوری اطلاعات و فناوری های نو ظهور
فصل ششم:  مبانی کسب و کار هوشمند: پایگاه داده و مدیریت اطلاعاتی
فصل هفتم:  ارتباطات راه دور، اینترنت و فناوری بی سیم
فصل هشتم:  تامین امنیت سیستم های اطلاعاتی 
بخش سوم:  کاربرد های سیستم کلیدی در عصر دیجیتال 
فصل نهم: دستیابی به برتری عملیاتی و وفاداری مشتریان: کاربرد های سازمانی
فصل دهم:  تجارب الکترونیکی: بازار های الکترونیکی – کالاهای دیجیتال  
فصل یازدهم:  مدیریت دانش 
فصل دوازدهم:  بهبود تصمیم گیری
بخش چهارم: ایجاد و مدیریت سیستم ها 
فصل سیزدهم:  ایجاد و گسترش سیستم های اطلاعاتی 
فصل چهاردهم:  مدیریت پروژه 
فصل پانزدهم:  مدیریت سیستم های جهانی


برای سفارش یا اطلاعات بیشتر با شماره زیر تماس بگیرید
02166414040

نیچه ی زرتشت

در کتاب حاضر، تلاش شده که زمینه‌های کیفی «ذهنی» و کمّی «عینی» تقابل بین فرهنگ و فلسفة غرب و جهان‌بینی شرق (با تأکید بر خاورمیانه)، به اختصار مورد ارزیابی قرار گیرد. در این کتاب، با تمرکز بر بازتاب آرا و نظرات اندیشمندان غرب به ویژه «هگل»، «نیچه» و «شوپنهاور» در روسیه و نیز با توجه به همخوانی دو مشروطة روسی و ایرانی، فرضیة «بازخوانی» فلسفی در گفتمان غالب در فرهنگ ایران نیز مطرح شده است. همچنین در کتاب، برخی از ادبیات اندیشمند روسی همچون: «مرژکوفسکی»؛ «پلخانوف» و... که هندسة افکارشان با شاکلة ذهنی و فرهنگ شرق مماس است به عنوان نمونه، مورد بررسی قرار گرفته است و نحوة ورود اندیشه‌های آنان به ایران که عمدتاً از فرهنگ جمعی ناشی بوده، شرح داده شده است.



انتشارات

کتاب آمه

مولف

علی محمد اسکندری جو


برای سفارش یا اطلاعات بیشتر با شماره زیر تماس بگیرید
02166414040

چهل نامه کوتاه به همسرم

نامه ی سی و یکم
عزیز من!
از این که این روزها، گهگاه ، و چه بسا غالباً به خشم می آیی، ابداً دلگیر و آزرده نیستم.
من خوب می دانم که تو سخت ترین روزها و سال های تمامی زندگی ات را می گذرانی؛ حال آن که هیچ یک از روزها و سال های گذشته نیز چندان دلپذیر و خالی از اضطراب و تحمل کردنی نبوده است که با یادآوری آنها، این سنگ سنگین غصه ها را از دلت برداری و نفسی به آسودگی بکشی...
صبوریِ تو...صبوریِ تو...صبوریِ بی حساب تو در متن یک زندگی نا امن و آشفته، که هیچ چیز آن را مفرح نساخته است و نمی سازد ، به راستی که شگفت انگیز ترین حکایت هاست...


انتشارات

روزبهان

مولف

نادر ابراهیمی

 برای سفارش یا اطلاعات بیشتر با شماره زیر تماس بگیرید

02166414040


آبشوران

در این کتاب معضلات  طبقه  پروتاریای ایران در دوران  حکومت شاهی  بازنمایی می‌شود.

نویسنده در بسیاری از آثارش از جمله در آبشوران، به بازنویسی زندگی خودش می‌پردازد.کتاب «آبشوران» در سال‌های پیش از انقلاب، نخستین بار، بانام مستعار «لطیف تلخستانی» به عنوان نویسنده منتشر شده‌است.

فقر در دنیای این داستان‌ها یک موقعیت است. موقعیتی که شخصیت‌های داستان محکوم به زندگی در آن هستند و نمی‌توانند از آن فرار کنند. مرگ برای این آدم‌ها فرار به جایی است که گرچه نمی‌دانیم، اما احساس می‌کنیم نمی‌تواند از این‌جایی که هستند بدتر باشد.

بخشی از کتاب

بعد از ظهر پنجشنبه بود؛ مثل همهٔ پنجشنبه‌ها خاموش و دلگیر و کمی هم خوشی تعطیلی جمعه. اواخر پاییز بود. اتاق هنوز نم داشت. یک هفته پیش سیل آمده بود. بابام زیر کرسی خوابیده بود. آفتاب روی دیوار کاهگلی حیاط رنگ می‌باخت؛ دلم می‌خواست آفتاب نرود. هیچ وقت نرود و مشق‌هایم خود به خود نوشته بشوند و بابام از خواب بیدار نشود: هر وقت بلند می‌شد، بهانه می‌گرفت و کتکمان می‌زد. دلهرهٔ شنبه در دلم بود. آن همه مشق و جدول ضرب و معلم نامهربان و صدای ماست فروش دوره‌گرد در کوچه. چرا هیچ‌کس نبود که دوستمان داشته باشد؟ ولی بود. بچه گربه‌هایی بودند که شبها، دزدکی توی جامان می‌بردیم. دست‌هامان را می‌لیسیدند و برایمان خُرخُر می‌کردند؛ اما تا غافل می‌شدیم، می‌رفتند و پای بابا را گاز می‌گرفتند و می‌لیسیدند و بابام پرتشان می‌کرد تو حیاط …



برای سفارش یا اطلاعات بیشتر با شماره زیر تماس بگیرید
02166414040